-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
بايد هميشه قلب و دل بیقرار داشت تا راه در حـريـمِ نـگـاه نـگـار داشت جـانـم فـداى اسم تو كه با شـنـيـدنـش چشمم هميشه گريۀ بى اختيار داشت آرى هـمـان گـدام كه دسـتان خـالىام وقت كرم فقط ز خودت انتظار داشت با “الحسين يجـمعنا” كه شعار ماست شيعه هميشه در همهجا اقتدار داشت پايش روى صراط نلغزد هر آنكه در راه زيـارتـت قـدمـى اسـتـوار داشت از كـربلا دوباره فراقـش به ما رسيد پس حق بده اگر دل من حال زار داشت جا مـانـدهام درست شـبيه سه سالهاى كز تـازيـانهها به تنـش يادگار داشت در مـوكـب دلـم شـدهام مـيـزبـانِ غـم شد اربعين و هست به دل حسرت حرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی جامانده هایی زیارت اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
از جـانـب تـمـام زیـارت نـرفــتـههـا فـطرس، بـبـر سلام زیارت نرفتهها یک چشمه اشک و یک دل پُر آه هدیهایست تـقـدیـم بـر امـام زیــارت نـرفـتـههـا باید که بر سـه سـالـۀ او اقـتـدا کـنند در هـجـر او تـمـام زیـارت نرفـتهها در حـسرت زیارت آقا حـلاوتیست این شهـد شد به کام زیـارت نرفتهها زائر به روز وصل خوش و در حرم گذشت هر لحظه صبح و شام زیارت نرفتهها در یـاد زائـران حـرم مـوج مـیزنـد دلـتـنـگـی مـدام زیــارت نـرفـتــههـا اشـک است در نگـاه تـمامی زائران بغض است در کلام زیارت نرفتهها بعد از سلام و روضه، بخوان روضهای دگر تـنـهـا بـه احـتـرام زیـارت نـرفـتهها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
به جست و جوی صدایی به جاده آمدهایم دلـیـم و در پـی غـم، بیاراده آمـدهایم جنون صدا زده ما را که مثل نامۀ فاش به سوی مقتل خون، سرگشاده آمدهایم اسـیر کـوه و بیـابـان شد اهل خانۀ تو به کـربـلای تـو بـا خـانـواده آمـدهایـم سـوار کـشتی صلحیم در مسیر نجات اگـرچه بـاز به ظـاهـر پـیـاده آمـدهایم سـبکتـر از نفـس ساکـنان عالم قدس بـه شـانـه بـار امـانت نـهـاده آمـدهایـم و رودخانه ادب کرد و سیـنهخـیز آمد جـسـارت است که ما ایـسـتاده آمدهایم در آتـش غـم تـو تـیـغ آبدیـده شـدیـم که خـاک را همه بر بـاد داده آمـدهایم تو صاف و ساده خدا را به ما نشان دادی که ما به دیدن تو، صاف و ساده آمدهایم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
درگـیـرم این ایـام با سـودای رفـتن شـوق دویـدنهـا و امّـاهـای رفــتـن از صبح تا شب در خیالات رسیدن شب تا سحر مدهوش از رؤیای رفتن "ماندن"؟ نه اصلاً اسم "ماندن" را نیاور ماندن چرا؟، وقتی پُرم از پای رفتن تنها دلیل "بودن" یک رود این است :فانیشدن در موج، در دریای رفتن دل دل نبـاید کـرد، باید زد به جـاده همراه باید گـشت با غـوغـای رفتن آغوش گرمش کار خود را کرد آخر آتش گـرفـته جـانم از گـرمای رفتن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
گـفـتا بنـویس تا سحر، نامۀ عشق با دیـدۀ پُـر ابر، سـفـرنامۀ عـشق ای چشم! ببار، فصل اشکافشانیست ای اشک! فقط تویی گذرنامۀ عشق ************ عمریست که دلتنگ توأم میآیم مـولا! به غـریـبـیات قـسم میآیم از صحـن نجـف دوباره انشاءالله بـا پـای پــیــاده تـا حــرم مـیآیـم ************ با شوق تو زمزم دعایم جاریست شور غم توست در صدایم جاریست انـگـار بـه شـوق هـرولـه مـیآیـد اشکی که به روی گونههایم جاریست ************ دلخونم از این فاصله، خواهم آمد مـن هــمقــدم قـافـلـه خـواهـم آمـد با یاد سهسالهای که جا ماند از راه بـا پـای پُـر از آبـلـه خـواهـم آمـد ************ صد شکر که دادی به حریمت راهم مـن بـنـدۀ روسـیـاه ایـن درگـاهـم با تـوشـۀ اشـک آمـدم تا صحـنت لـبـخـنـد رضایت تو را میخواهم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
صـدای کـرب و بـلای حـسـیـن مـیآیـد به هـوش بـاش، صـدای حـسین میآیـد یکی به پای ترک خورده و پُر از تاول به شـوق بـوسـه به پـای حـسین میآیـد یکی به منصب سقّایی است و مشک به دوش به سـوی واعــطـشـای حـسـیـن میآیـد یکی به گردنش انداخـته غـل و زنجـیر بــه نــیـّـت اُســـرای حــسـیــن مـیآیــد یکی به هـرولـه با دستـۀ طُـوَیـرجـیـان مگر به سـعی و صـفـای حـسین میآید تــوان آمــدن کــربــلا نــداشـت یــکـی به دسـت کـارگـشـای حـسـیـن، مـیآیـد یکـی خـیـال نـمیکـرد قـسـمتـش بـاشـد مـیآیــد و بـه دعــای حـسـیـن مـیآیــد مسیحی، اهل تسنّن، سیاه و سرخ و سفید هـرآنکه هـسـت، برای حـسـیـن میآید خوشا زیـارت آنکس که بعد برگـشـتن بـه پـرسـشِ فــقــرای حــسـیـن مـیآیـد شهـید کـوچۀ ما بـین کـاروان با ماست بـه دیــدن شـهــدای حــســیــن مـیآیــد دم ورودی کربوبـلا چه غـوغاییست نـوای نــوحـهســرای حـسـیــن مـیآیــد عمود آخر جادهست و روضهخوان میگفت جــواب أدرک أخــای حــسـیـن مـیآیـد حسین داغ دلـش تازه است و عـبّاسـش به پـیـشـواز، بـه جـای حـسـیـن مـیآیـد به گوش باش، عزیز حسین در راه است به هـوش باش، صـدای حـسـیـن میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
اربعـین هـنگـامۀ دنـبالـهدار زینب است اربعین آری شکـوه کارزار زینب است اربعین یعنی حسینی بودن و زینب شدن اربـعـین در امـتـداد اقـتـدار زینب است آسمان آتش، هوا داغ و زمین سوزان ولی رفتن ما در مسیر عشق کار زینب است اربعین یعنی سپاهی بینهایت تا ظهـور تا جهان فهمد که شیعه یادگار زینب است اربعین یعنی به هر رنگ و لباس و هر زبان اشتراک قـلبهـامان وام دار زینب است اربعین یعنی امام عصر میخواند تو را اربعـین یعنی؛ امام ما دچار زینب است این ستونها بیرق در اهتزاز عاشقی است این قـدمها نـذر نـام استـوار زینب است این همه موکب به یاد خستگی قافلهاست میهمان هم میزبان هم، شرمسار زینب است گفت با ما جـادههای مـنـتهی بر کـربـلا هر کجا قلبیست عاشق در مدار زینب است هر کجا پا میگذاری روضهای سربسته است خاطرات رنـجهای بیشمار زینب است کربلا سرخ است اگر، از گریههای فاطمه است کربلا گرم است اگر، چون شعلهزار زینب است کربلا وقتی که زینب رفت، دق کرد و گریست یک جهان در کربلا در انتظار زینب است جـادههـای داغ میگـویـند خـاک کـربـلا یاد شام و یاد کـوفه داغـدار زینب است ذره ذره سوخت زینب، در میان قـتلگاه باد آنچه میبرد با خود غبار زینب است شمر پائین رفت از گودال و دنبالش، سنان شاهد دعوای آنها چـشم تار زینب است آنچه پائین میرود سرنیزه و تیغ و عصاست آنچه بالا میرود داد و هوار زینب است داد میزد سنگها از چهرهاش شرمی کنید اینکه دارد میرود دار و ندار زینب است جای طفلان میخورد شلاق و روضهخوان او گـیسوان خـونیِ نیـزهسـوار زینب است "از میان تـربتـش بوی حسین آید برون کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است"
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در آستانه اربعین حسینی
غم تا غم يار است، از غم خير ديديم از گـريه و از آه و مـاتـم خـير ديديم هر وقـت دم داديـم تـو بـر ما دمـيدى مـا بـيـن دمدادن دمــادم خـيـر ديـديـم ما در همين عالم به لطف روضۀ تو انـدازۀ خــيـر دو عـالـم خـيـر ديـديـم مـاه خـدا جـاى خــودش را دارد امـا ما بـيـشـتـر مـاه مـحـرم خـيـر ديـديم از جـاى جـاى کـربـلا که هـيچ حتى از عکـسهاى کـربـلا هم خـير ديديم پـشت و پـنـاه کـشور ما پرچم توست لحظه به لحظه زير پرچـم خير ديديم خير کـثيرى که خدا فرمود گريهست آيا از اين گريان شدن کم خير ديديم؟! ما گريهکنهاى تو با هم گريه کرديم ما گـريـهکـنهاى تو با هم خير ديديم با ياد يک معصوم وقتى گريه کرديم از چـهـارده معـصوم ديدم خير ديديم حـج پـيـمـبـر را به پـاى ما نـوشـتـند ما از رسـول الله اعـظـم خـير ديـديـم گر رفت عاشورا وليکن اربعين هست ما از صـفـر مثـل محـرم خـير ديديم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در اربعین حسینی
باز این چه شورش است؛ که در سرزمین توست باز این چه نوحهای است؛ که دلها حزین توست از جــادۀ بـهـشـت پــیــاده هـمـه رونــد مقصد بهشت سرخ تو و سرزمین توست صـدهـا هـزار قــافـلـهای کـه روانـهانـد در امــتــداد قــافــلـۀ اربـعــیـن تـوسـت غوغا به پا شده است ز هل من معین تو این لشگر بزرگ جهانی، معـین توست این اشـکها و نـغـمـۀ لـبـیک یا حـسین مرهم به زخم زینب محنتنشین توست سوگـند میخـورم که سـلـیمان ما تـویی عالم به امر توست، به زیر نگین توست هرکس گره زده است دلش را به عشق تو آسوده روز حشر به حصن حصین توست آیـاتـی از ظـهـور نـشـان داده مـیشـود وقـت ظـهـور مـنـتـقـم راسـتـیـن توست پیوسته مینوشت «وفایی» که یا حسین آزادگیست شیـوۀ تو، رسـم دین توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در اربعین حسینی
ای اهل عالم این سخنش منتشر کنید قال الحسین: مثلی لا یبایع مثل یزید سید علی امام شهـیدم چو جدّ خویش تکرار کرد این سخنش بلکه بشنوید آتش بس و مذاکره با شمر این زمان باشد مرام و مسلک هر ترسوی پلید نه عاقل و نه باشرف و نه ولاییاند خواهان این مـذاکـرۀ نحـسِ بیمفـید بیغـیـرتی که باز روی بر مذاکره! دشمن دم از ترور زده بر رهبر جدید! گر دین نداری لااقل آزاده باش؛ مرد بـرگـرد زود جانب این مـلت رشـید ول کن دگر منافع شخصی و حزبیات باور نکن ز دشمن دین وعده و وعید گر شیعهای تو راه ابالفـضل را برو پـسده امـاننــامـه آن دشـمـن پـلـیـد گر قـابـل هـدایـتی آن را طـلب کـنم ورنه خـدا کـند که شوی زود ناپـدید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام
پای زخم آلود من! طاقت بیاور میرسی صبح فردا محضر ارباب بیسر میرسی صبح فـردا پابـهپای اشک بانوی دمشق زخمی و رنجور؛ پابوس برادر میرسی ای دل بیتاب من! آرامشت را حفظ کن شک نکن فردا به آن غوغای محشر میرسی چشم گریانم! صبوری کن که پیش از آفتاب روبروی صحن گلهای معطر میرسی چشم در چشم هزار آئینۀ بیرق به دوش وقت ندبه، در حرمهای مطهر میرسی یک قـدم باقیست تا آن اجـتـماع قلبها میرسی ای دیده! با شور مکرر میرسی رود رود گریه و لبیک و بیرقهای سرخ یک ستون مانده؛ به آن دریای احمر میرسی کـربلا؛ وقت اذان ظهر... روز اربعـین لحظۀ ذکر مصیبتهای خواهر میرسی عطـر یـاس دلنـشـیـنی میوزد در بادها پای من! روزی به خاک پاک مادر میرسی صبح نزدیک است؛ آری؛ صبح موعود عزیز حتم دارم که به آن روز مقـدر میرسی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرم و صفر با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
همه مـحـوند، محـو عـزت ما از گِـلِ اولـیـاسـت طـیـنـت ما کنج عُزلَت برای ما گنج است وه چه سرمایهایست عُزلَت ما نـگــران نـیـسـتـیـم از مــردن مرگ ما هست استـراحـت ما ثـروت مـا مـحـبت زهـراست نـرسـد ثـروتـی بـه ثـروت مـا نامههـامـان نخوانده امضا شد باز راضی نشد به خجـلـت ما گـریـه کـردیـم راهـمـان دادند بی نـتـیـجـه نـمـانـد زحمت ما هر کسی پنج روز نوبت اوست با بـزرگـان گـذشـت نـوبت ما فـرصت گـریه را به ما دادنـد بهترین فرصت است فرصت ما همه جا رفت و از تو صحبت کرد هر که بنشست پای صحبت ما تا که در خـدمت شما هسـتـیـم دیگـران میکـنـنـد خـدمـت ما خـواسـتـنـد از دیـار تو برویم نـه، اجــازه نـداد غـیــرت مـا مـا اویــسـیـم و آمــدیـم، ولـی دیــدن تـو نـبــود قـسـمـت مـا شـبی از خاک ما گـذر کردی مـرده را زنـده کرد تـربت ما حاجت دل شکستهها گریهست جان زینب برس به حاجت ما روضـه داریـم روضـۀ زیـنب یک سری هم بـیا به هیئت ما کـربـلا، شـام، هر کجا رفـتی یک سـلامـی بـده به نـیّـت مـا ما که از هجـر، بال بال زدیم و نـیـامـد کـسـی عــیــادت مـا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه محرم و صفر با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بـبر از سـیـنـۀ جـهـان غـم را شـاد کن با ظـهـور، عـالـم را خوب و بد میهـمان بزم توأیم بخر این جـنـسهای درهم را دوست داریم با تو گریه کـنیم چون محرم پس از محـرم را مثل چشمان خویش جوشان کن جوی این اشکهـای نم نم را در حدیث است میکند خاموش اشـک مـا آتــش جــهــنــم را طالـب خـون کـربـلا! برگـرد و بــرافــراز بــیــرق غــم را روی کعـبـه به احـتزاز درآر بـا دم یـاحـسـیـن، پــرچــم را نذرتان کرده بودم این یک ماه در تـوان خـود آنچـه دارم را دارم امـیــد تـا قــبــول کــنـی به زیـادی لـطـفـت این کـم را درد من کـربـلاسـت؛ مـیدانی اربـعـین لـطـف کـن دوایم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در آستانه اربعین حسینی
این خیمه، این حصن حصین را دوست داریم این روضههای آتشین را دوست داریم با گریههـای خود حـماسه خلـق کردیم اشک بصیـرتآفـرین را دوست داریم " إِنَّ مَعی رَبِّـی سَـیـهـْدین " بـر لب ما تـکـرار آیـات مـبـیـن را دوست داریم " اَلــعـــِزَّةُ لله " نــقــش خـاتـم مـاسـت همواره این نقش نگین را دوست داریم اســلام آل الله اســلام ســیــاســیســت ما اعـتـقـادی اینچـنین را دوست داریم "هَیهـات مِنَّ الذِّلَّه" ما را رهـنمون شد تبـیـین دستـورات دین را دوست داریم دست ولیّ امر ما در دست مهـدیست این باور و فهم و یقین را دوست داریم ایران مان مـلـک امیـر المـؤمنین است با جان و دل این سرزمین را دوست داریم فـرمـود پـیـغـمـبـر یـدالله اسـت حـیـدر دست خـدا در آسـتـین را دوست داریم هرکس ندارد چـشم دیـدن، کـور گردد نسل امـیـرالمـؤمـنـین را دوست داریم بیـن الـفـبا، حا و سـین و یا و نـون را این حرفهای دلنشین را دوست داریم بیش از هر آنچه عـاشـق نـام حـسیـنیم کار جنون است، این طنین را دوست داریم با " اَلـبـَلاءُ لِـلـولا " مـأنـوس هـسـتـیـم سـخـتـی راه اربـعـیـن را دوست داریم شوق شهـادت حـسرت دیـریـنۀ ماست شمشیرهای در کـمین را دوست داریم وقـتـی سـر مـا را به دامـانـش بگـیـرد آن لحظههای واپـسین را دوست داریم مرثیه خوان روضهاش روح الامین است آن که سرش بر نیزه جسمش بر زمین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در ایام اسارت اهل بیت
حس میکنی زمین و زمان گریه میکنند وقتی که جمع سینهزنان گریه میکنند این سو فراق اکبر و آن سو غم حبیب در ماتم تو پـیر و جوان گریه میکنند این سیل، سیل اشک عزادارهای توست چون ابـر با تـمام تـوان گـریه میکنند تو کـیستی که در غـم از دست دادنت مـردان ما شـبـیـه زنـان گریه میکـنند با یاد آن نـماز جـماعت که خـواندهای گـلـدستههـا اذان به اذان گریه میکنند در مـاتـم اسارت زینب عجـیب نیست سرها اگر به روی سنان گریه میکنند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
داغ فراق و شهادت رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
خاک سرد است ولی داغ تو از سینه نرفت خاک سرد است ولی عکست از آئینه نرفت خاک سرد است که غمهای مرا سرد کند خاک سرد است ولی این غم دیرینه نرفت مرگ میخواست که در سینه بماند فریاد ولی این آتش سوزان به قـرنطینه نرفت چقدَر اشک برای تو بریـزیم بس است؟ اقـیـانـوس شد امـا به طـمـأنـیـنـه نـرفت با اماننـامـه فـرسـتادنِ شـمر، از دل ما نفرت و بغض و پدرکشتگی و کینه نرفت باز برخیز و سلامی بده بر "حینَ تَقوم" کز دل منتـظـران، غـربت آدیـنه نـرفت خاک سرد است ولی خاک شهیدان گرم است کربلایی شدی و مهر تو از سینه نرفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ترجمه منظوم احادیث گهربار امام موسی کاظم علیهالسلام
آئـیـنـۀ عـشـق با تو دمـسـاز شود یعنی که دری به روی تو باز شود امام کاظم علیهالسلام: اِنْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ انتظار فرج، بخشی از فرج است. الغيبة للطوسی، ص۴۵۹ تا عقل چراغ راهِ هر انسان است انـدیـشـهوری نـشـانۀ ایـمان است امام کاظم علیهالسلام: لِكُل شَيْءٍ دَلِيلٌ وَ دَلِيلُ الْعَاقِلِ اَلتَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ اَلصَّمْتُ هر چیز نشانهای دارد و نشانۀ خردمند، اندیشه است و نشانۀ اندیشه، سکوت است. تحف العقول، ص۴۰۶ هرکس نتـواند که به ما سر بزند در غـربت آسـمـان مـا پـر بـزنـد امام کاظم علیهالسلام: مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَصِلَنَا فَلْيَصِلْ فُقَرَاءَ شِيعَتِنَا وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَزُورَ قُبُورَنَا فَلْيَزُرْ قُبُورَ صُلَحَاءِ إِخْوَانِنَا هرکس به ما دسترسی ندارد به شیعیانِ فقیر ما سر بزند و هرکس نمیتواند قبرهای ما را زیارت کند، قبور برادران صالح ما را زیارت نماید. الكافی، ج۴، ص۶۰
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و فراق رهبر شهید انقلاب
گوش دنیا، تـشنۀ آوای پُـرتکرار ماست ذکر زیبای حسین از بهترین اذکار ماست دلـرُبـایی میکـنـد از عـالـم بـالا حـسین در دل عرش برین هم، صحبت از دلدار ماست حا و سین و یا و نونش قابل تفسیر نیست نام بیتشریح این ارباب از اسرار ماست کـوچههای شهر ما شکل حـسیـنیّه شدند بس که این ایّام پرچم بر در و دیوار ماست حالِ ما تنها به لطف روضه بهتر میشود دوری از ذکرِ مصیبت، رنجِ محنتبارِ ماست مُشتری ثابتِ اشکِ من و تو، فاطمهست چند قطره مختصر هم گرمی بازار ماست در حـسیـنـیّه حضور انبـیا حس میشود در دل طوفان گریه، نوح سُکّاندار ماست لب به تربت زد، زبانِ لالِ مجلس باز شد خاک پاکِ کربلایش خواهش بیمار ماست نسل اندر نسل فرش روضه جارو میزنیم در حقیقت پادویی بزم هیئت، کار ماست مسلک ما امـتـدادِ مسلک سیّد عـلـیست با یـزیدانِ زمـانه، دشمنی معـیار ماست مثل جَدِّ تشنهاش، با خانواده جان سپـرد نامِ زهرا خانمش سرلـوحۀ ایـثار ماست در صف محشر به داد ما، رقیّه میرسد تا ابد لعنت بر آنکه در پیِ انکار ماست گفت: بابا! دخترت را شِمر در انظار بُرد خوب میدانی دویدن در شلوغی عار ماست روزهام را بوسه بر زخم لبت وا میکند این خرابه شاهدِ زیبـاترین افطار ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ امام حسن مجتبی علیهالسلام
حسـینِ اول طـوفـان کـربـلا حسن است فقط نه ساحل امن است، ناخدا حسن است علیترین حسن است و حسنترین علی است به جنگ و صلح، خداوند ارتضا حسن است نمیشناسیاش او را؟ حسین را بشناس! که مـقـتدا و امامِ حـسینِ ما، حسن است حسن، مـبدّل سوءالـقـضا به حسن قضا امامِ عرصۀ تدبـیر و اقتضا حسن است به خـاک راه نظر کرد، کیـمـیایش کرد که اسم اعظم و نورانی خدا حسن است به یک عـنایت او شام تـیره، صبح شده شکوه آیۀ «یهدی لمن یشا» حسن است پـیـمـبـرانـه به آئـین مـهـربـانـیهـاسـت به چشم مردم محـروم، آشنا حسن است حــسـن ادامـۀ جـاه و جـلالـت عــلــوی ادامۀ غزل حُسن مـصطـفی حسن است کمی تجـلی او «هل اتی علی الانسان» شکوه آیۀ «نور» و «قل انّما» حسن است بـلاغـت سـخـنـش در مــقـام مـدح پـدر نشانهای است که نهجالبلاغه با حسن است فـرشـتـهها همه مـحـو جـمـال گـریـۀ او که ماه روشن شبهای ربنا حسن است فـقـیر سـفـرۀ لطف و کـرامـتـش هستـیم سرور و راحتِ قلب یتیم ما حسن است کسی که کعبه به دورش طواف کرده ولی پیـاده آمـده تا کـعـبـه بارها، حسن است گـره بـه کـار دل افـتـادههـا! امـام امـیـد امام رحمت و دستِ گرهگشا حسن است اگرچه زمزمهام «یا اله» و «یارب» شد قبول خاطر حق، ذکر ناب «یاحسن» است گـناهـکـار برو نـزد او، مـلک برگـرد! کسی که خاک رهش هست کیمیا، حسن است به حکم اشک، جهـنم بهـشت خواهد شد اگر بـهـانـۀ بـاران اشکها حـسـن است کسی که فقر و غنا خاکسار مقدم اوست کسی که فقر به راهش شود غنا، حسن است حسن، ادامۀ غـوغـای خـیـبـر و صفـین شروع نغمۀ جانبخش نینوا حسن است به یک اشـارۀ او مـرحـب جـمـل افـتـاد و ذکر حیدر کرار، «مرحبا حسن است» چه کرده با دل او زهر تلخِ «آتشبس» اسیـر تهـمـت یـاران بیوفـا حسن است مـغـیـرههـا بـه روی مـنـبــر رسـول الله یکی نگفت که بر خلق، رهنما حسن است جهان، تعارف او را برای چی پس زد؟ ره نجات همانجاست، هرکجا حسن است به سایـهروشن شـبهای انـتـظار بـبـین همیشه مژدۀ «والشمس» و «والضحی» حسن است فـقـیـر شـو به کـرمخـانـهاش پـنـاه بـبـر امید امت بیـچـاره، بـخـدا حسن است...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت با امام حسن مجتبی علیهالسلام
آیۀ نازل شده بر مصحف حـيدر، حـسن اولین حرف از حروف سورۀ کوثر، حسن اولـینبـار از لب تو نـام مـادر را شـنـید روشنـای خـانـۀ صدیـقـه اطهر، حـسن! از جمال و از جلالت خَلق حیران ماندهاند اَشبهُ الناسی به خَلق و خُلق پیغمبر، حسن! ذوالفقاری را که مولا داشت بین معرکه یک دمش عباس بود و آن دم دیگر، حسن در جمل آنگونه رفتی سوی میدان نبرد که علی میرفت سمت قلعۀ خیبر، حسن! کوچههای شهـر پیـغـمبر بـدهکار تـوأند ای عصای روزهای پیری مادر، حسن! بین مردم جای خود، در خانه هم ماندی غریب آه! ای تنهاترین سردار بیلشکر، حسن! شیعه مانـده اسـتوار از اقـتـدار صلح تو بوده صلحت در غریبی کربلاپرور، حسن! هر قدَر ماندهست تیر از روز تشییع تنت میرسد در علقمه بر جسم آبآور، حسن! مادرم میگفت با نام تو شیرم داده است بوده نامت ذکر لالای شب مـادر، حسن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت با امام حسن مجتبی علیهالسلام
حرف او شد که شد دلم روشن در دلم شوق اوست کرده وطن جـامـۀ کهـنهای به تن، دل من از در خــانــۀ امـــام حــســـن سـرخـوش و نــونـوار میآیـد با فقیران نشسته روی حصیر برکت میدهـد به نان و پـنـیر به نـگـاهـش دل یـتـیـم، اسـیر هیچ فـرقی نـمیکـند که فـقـیر از کــدامـیــن دیـــار مــیآیــد بـاز تا بـخـشـشی دوبـاره کـند اهـل آن نیست اسـتـخـاره کـند سـنـگ را مهـر او ستاره کـند بـه نـگـاهـی اگـر اشـاره کـنـد ابـــر پـــروانـــهوار مــیآیــد مـثـل آئــیــنــه اسـت آئـیـنــش رمـضان الکـریـم مـسکـیـنـش شـمـس از سکـههای زریـنش از ریـاحـین بـاغ و الـتـّـیـنـش عــطـر و بـوی بـهـار مـیآیـد دلشکـسـتهست از زمانۀ خود تـکـیه داده به نخـل خانۀ خود غـرق در شور بیکـرانۀ خود هر شب از خلـوت شبانۀ خود مـــاه شــبزنــدهدار مــیآیــد هـرچـه دِرهـم تـصـدّق سر او غرق زخم است روح و پیکر او زرهـش هست یکه سنـگـر او تک و تنهاست گرچه، لشکر او بـه نـظــر بـیشـمــار مـیآیـد چه کـند؟ تـیـغ را غـلاف کند؟ گـوشـۀ خـانـه اعـتـکـاف کند؟ یک نفـر نیست اعـتراف کند؟ او اگـر نـیـّت مـصـاف کــنــد چه کـسـی پـای کـار مـیآیـد؟ زخم اگر بشکفد به جامۀ صلح یا که خونین شود عمامۀ صلح مصلحت هست در ادامۀ صلح دارد از پـای عـهـدنـامۀ صلح بــا شــکــوه و وقــار مـیآیــد خـونجگـر از کـلام بعضیها نـاامـیـد از مــرام بـعـضـیهـا زهر خورد از طعام بعضیها زخم خورد از سلام بعضیها هــمـچـنـان بــردبــار مـیآیــد گرچه دشمن کمر به قتلش بست حرمتش را اگرچه دوست شکست رشتۀ طاقـتـش نرفت از دست از قعودی که ریشهاش صبر است چـه قــیـامـی بـه بـار مـیآیــد او فــدا شـد فــدای عــاشــورا در صـدایـش صدای عـاشورا بــانــی مــاجــرای عــاشــورا صلـح او رهگـشـای عـاشورا نــــوبــت کـــارزار مــیآیـــد
: امتیاز
|
























